محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
392
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
تفصيل اين اجمال و توضيح اين مقال آنكه جمعى از اعاظم امراى كرام كه در ايام فراغت اتّسام پادشاه فريدون مسند ، شاه سلطان محمد همواره به استيلاى طبيعت خودكام و استيفاى لذّات نفس بدفرجام خوى گرفته و در استحصال اسباب دولت و كامرانى و استفتاح ابواب عشرت و شادمانى عادت كرده بودند و خلاف اين قاعده را پيرامن ضمير فراغت تأثير و نقيض اين ضابطه را بخاطر طرب مآثر راه نميدادند . شعر همه بر فراغت نهاده مدار * شب و روزشان عشرت و عيش ، كار دل آسوده از فكر دنيا و دين * گذشتى شب و روزشان اينچنين ره غم بخاطر ندادى دمى * گرفتى غم ار سر بسر عالمى گذشتى همه عمرشان در طرب * نبودند [ 217 ] فارغ نه روز و نه شب برخسار ساقى همه داده هوش * بصوت نى و چنگ بنهاده گوش مى و مطرب و ساقى سيمبر * نياورده چيز دگر در نظر تصّور نكرده جز اين حالتى * نبوده به ياد خدا ساعتى ولى دست غيرت شد افراخته * بنوعى شد آن بزم پرداخته كز آن پس نديدند آرام كام * نكردند « 1 » صبحى به آرام ، شام بالجمله چون اطوار نالايق و اوضاع ناموافق اين جماعت از حد اعتدال تجاوز كرده بدرجهء افراط رسيد ، اقتضاى قضاى الهى و توفيق دولت و اقبال نامتناهى جهت تنبيه و تأديب ايشان ، پادشاه جمشيد جاه كيخسرو اساس ، شاه عباس را از ممالك خراسان برانگيخته آفتابوار علم نصرت و شوكتش از جانب شرق برافراخت و سايهء چتر آسمان پيرايهاش بر فرق اميد و قاطنان مملكت عراق انداخت و زمام مطيّات سلطنت و كامرانى و عنان عطيّات حشمت و جهانبانى در قبضهء اختيار و پنجهء
--> ( 1 ) - م : نكرد